خرید بک لینک

درباره سایت

ðx9fx92x99ðx9fx92x99باÙx86Ùx88Ûx8c استÙx82Ùx84اÙx84Ûx8cðx9fx92x99ðx9fx92x99

امکانات وب

کسی نمیتواند به طبیعت بگوید چرا زمستان شدی؟چرا پاییز نماندی؟کسی نمیتواند به برف بگوید که چرا آب شدی؟یا اصلاً چرا آمدی که آب بشوی؟کسی نمیتواند به زمین اعتراض کند که چرا انقدر سرد میشوی…کسی نمیتواند به پاییز بگوید که چرا دلگیری؟چرا برگها را حرام میکنی؟چرا زرد میشوی؟چرا اخم میکنی؟چرا اشک میریزی؟کسی به تابستان نمیگوید که چرا انقدر گرمی؟کسی نمیپرسد که بارانت کو؟از همه مهمتر بهار که همهچیز تمام است و هیچکس به بهار نمیگوید که تا الان کجا بودی؟و کسی نمیگوید چرا همیشه نمیمانی؟هیچکس از تابستان توقع برف ندارد وهیچکس از زمستان توقعِ گرمای تابستان و کولر آبی ندارد.همانقدر که طبیعت حق دارد همیشه بهار نباشد آدم هم حق دارد آدم حق داردیکوقتهایی زمستان باشدحق دارد یکوقتهایی سرد باشد | یکوقتهایی دلگیر و گریان باشد |یکوقتهایی به طرزِ خفه کنندهای گرم باشد…گذرِ فصلها طبیعت آدم استآدم همیشه بهار نیست....

برچسب: نویسنده: کاوه طاهری تاريخ: جمعه 25 آذر 1401 ساعت: 12:13

نه نقطه ایم، که تمام شده باشیم
نه سه نقطه ایم، که ادامه داشته باشیم
دونقطه ایم، پا در هوا!
میان زمین وآسمان،
هر کسی که می آید، یا کم مان میکند، یا زیاد
تا مارا آنچنان که دلش می خواهد، دوست بدارد
این است حکایت زندگی ما . . .!!

برچسب: نویسنده: کاوه طاهری تاريخ: جمعه 25 آذر 1401 ساعت: 12:13

دلم برای دخترانه های وجودم تنگ شدهبرای شیطنت های بی وقفه،بی خیالی هر روزه،ناز و کرشمه ی من وآیینهخنده های بلندو بی دلیل،برای آن احساسات مهار نشدنی…حالا اما…دخترک حساس و نازک نارنجی درونمچه بی هوا این همه بزرگ شده..چه قدی کشیده طاقتم..ضرب آهنگ قلبم چه آرام و منطقی میزند…!چه شیشه ای بودم روزی،حالا اما به سخت شدن هم رضا نمیدهم،به سنگ شدن می اندیشماینگونه اطمینانش بیشتر است!!!جای بستنی یخی های دوران کودکی ام را قهوه های تلخ و پر سکوت امروز گرفته است.این روز ها لحن حرف هایم آنقدر جدی شده که خودم هم از خودم حساب میبرم…در اوج شادی هم قهقهه سر نمیدهم و به لبخندی اکتفا میکنم…چه پیشوند عجیبی است کلمه ی خانم…همین که پیش اسمت می نشیند تمام سرخوشی و بی خیالیت را از تو میگیردو به جایش ..وزنه ی وقار و متانت را روی شانه ات میگذارد،نه اینکه این ها بد باشد،نه ..فقط خدا کند وزنشان آنقدر سنگین نشودکه دخترک حساس و شیرین درونمزیر سنگینی اشبمیرد …

برچسب: نویسنده: کاوه طاهری تاريخ: جمعه 25 آذر 1401 ساعت: 12:13

صفحه بندی